باختري‌)) به‌وسيله‌ٴ كرانه‌ٴ نامسكوني به‌طول 250 كيلومتر در عرض '45  °63 جدا مي‌شد. ((اقامتگاه‌ باختري (اينك بخش گوت هاب‌) تا عرض °65 كشيده شده بود. بخش شمالي‌تر دست كم تا 500 كيلومتر آن سوي دايره‌ٴ قطبي ('30  °66) قرارگاه‌هاي شمالي بود. در سده‌هاي دوازدهم و سيزدهم يك صومعه‌ٴ بنديكتي و نزديك به صدونود مزرعه‌، دوازده كليسا، يك صومعه‌ٴ اوگوستيني در ((اقامتگاه خاوري‌)) وجود داشت‌؛ ((اقامتگاه باختري‌)) داراي چهار كليسا و حدود نود مزرعه بود. افراد آن اقامتگاه كم‌تر به مزرعه‌داري وابسته بودند و گذرانشان بيشتر از راه شكار بود و بهترين شكارگاه‌ها در قرارگاه‌هاي شمالي جاي داشت و ازاين‌رو، شمار زيادي از مردم‌ آگاهي چشم‌گيري از اوضاع قطب شمال به‌دست آورده بودند.1
به‌گفته‌ٴ ايوار باردارسُن (چهاردهم ـ 2) ((اقامتگاه باختري‌)) را اسكيموها در سال 1345 ويران‌ كردند. ولي او در اين مورد اشتباه كرده است‌. بيشتر احتمال دارد ((مهاجران باختري‌)) از بين نرفته‌ باشند، بلكه عادت شكار و بيابان‌گردي‌، آنان را به اسكميوها شبيه كرده باشد. مسلم است كه‌ كوچ‌نشينان‌، نه تنها در شمال‌، بلكه در جنوب هم پس از آن‌كه آزادي سياسي خود را از دست‌ دادند، با دشواري‌هاي بي‌شماري دست به گريبان بودند. آنان هر روز كم‌تر توانايي پرداخت عشريه را داشتند و اين از نامه‌هايي كه توسط دربار پاپ (سال 1279 نيكولاي سوم‌؛ 1282 مارتين چهارم‌؛ 1448 نيكولاي پنجم‌؛ 1492 الكساندر ششم برژيا) با اسقف‌ها رد و بدل شده‌، معلوم مي‌گردد.
درباره‌ٴ علت‌هاي نابودي دو مهاجرنشين اروپايي گرينلند در نيمه‌ٴ سده‌ٴ چهاردهم يا زوال‌ شديد آنها از آن زمان به بعد، نظريه‌هاي گوناگوني پديد آمده است‌. برخي (مانند باردارسن و ديگران‌) اسكيموها يا طاعون را مقصّر دانسته‌اند؛ يا تغيير آب‌وهوا كه به‌دست آوردن خوراك را دشوارتر مي‌ساخت‌، سوء تغذيه (نبودن ويتامين‌ها!) و از ميان رفتن بازرگاني با اروپا را علت آن‌ دانسته‌اند. برخي پژوهندگان‌، به‌ويژه دانماركيان‌، پيرو نظريه‌ٴ براندازي آنان به‌دست اسكيموها هستند؛ بسياري از پژوهشگران ايسلندي و نروژي هوادار نظريه‌ٴ همانندشدن مهاجرنشينان با بوميان اسكيمو و باقي‌ماندن نسلشان تا به امروزند، كه نخستين نظريه‌پرداز اين گروه اگيل‌ ثورهالاسن (1734 ـ 1789) مُبَلّغ ايسلندي است‌. او در سال 1774 از ويرانه‌هاي اقامتگاه‌ها ديدار كرد.2 آخرين هواداران اين نظريه‌، كه پذيرفتني‌تر به‌نظر مي‌رسد، فريتيوف نانسن (1921)، و استفانسن هستند و من‌هم از آنان پيروي كرده‌ام‌.


1. اقوام شمالي تا °79 پيش رفته بودند و گواه آن سنگ‌چين‌ها و پناهگاه‌هاي لانه‌مرغابي شمالي است (كه اسكيموها هرگز آن‌ها را نمي‌ساختند). يك كتيبه‌ٴ روني از حدود 1333 (؟) در شمال اوپرنيويك كنوني در عرض '55°72 حدود 700 كيلومتري بالاي دايره‌ٴ قطبي به‌دست آمده است‌. (V. Stefanson: Greenalnd (p. 110, 184, 1924 (همراه با تصوير كتيبه‌).
Efterretning om Rudera, Copenhagen 1776) .2)